X
تبلیغات
جهان غزلی عاشقانه است - دو غزل جديد از غلامرضا طريقی

جهان غزلی عاشقانه است

وبلاگ غلامرضا طریقی

دو غزل جديد از غلامرضا طريقی

 

  آتش عشق

 

  

من آتش عشقم که جهان در اثرش سوخت

خورشيد ، شبی پيش من آمد ، جگرش سوخت

 

آدم به تب ديدنم افتاد و پس از آن

هر کس که به ديدار من آمد پدرش سوخت

 

آتشکده اهل بهشتم من و جزء اين

هر کس که نظر داشت به پای نظرش سوخت

 

شيطان عددی نيست که آتش بزند ..... هان

سودای مرا داشت به سر ، هر که سرش سوخت

 

ققنوس هم از جنس همين شب پرگان بود

ديوانه خورشيد که شد بال و پرش سوخت

 

تنها نه فقط خانه زهرا و علی  .... نه

هر خانه که با عشق در آميخت درش سوخت

 

شاعر خبر تازه ای از عشق شنيد و

تا خواست کلامی بنويسد خبرش سوخت 

 

 

 دیوانه بازی

 

 من که به تشخيص شما ، از هر نظر ديوانه ام

طبق خبرها آخرين ديوانه در ديوانه ام

 

 ديگر خبرهای شما يک جو نمی ارزد که من

هم در خبر ديوانه ام ، هم بی خبر ديوانه ام

 

ديوانه در ديوانه ام خوانديدو خوشحالم که من

بالاترين حد جنون در ذهن هر ديوانه ام

 

در اولين روز جنون محبوب خود را يافتم

او گفت نامم را مبر گفتم مگر ديوانه ام

 

در را به رويم بست و من در پشت اين در سالهاست

انگشت بر در ، دربدر ، خونين جگر ، ديوانه ام

 

از هر نظر ديوانه ام ديوانه در ديوانه ام

چون اينقدر ديوانه ام الگوی هر ديوانه ام

 

امروز خوشحالم که من مانند مردم نيستم

با آنچه هستم دلخوشم حتی اگر ديوانه ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:46  توسط   |